خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





شعری از عطار در مورد دشواریهای راه عشق

    در این شعر پروانه نماد عاشق یا سالک راه عشق یعنی کسی که می خواهد خدا را بشناسد است و شمع نماد خداست :

     

    یک شبی پروانگان جمع آمدند   در مضیفی طالب شمع آمدند
    جمله می‌گفتند می‌باید یکی   کو خبر آرد ز مطلوب اندکی
    شد یکی پروانه تا قصری ز دور   در فضاء قصر یافت از شمع نور
    بازگشت و دفتر خود بازکرد   وصف او بر قدر فهم آغاز کرد
    ناقدی کو داشت در جمع مهی   گفت او را نیست از شمع آگهی
    شد یکی دیگر گذشت از نور در   خویش را بر شمع زد از دور در
    پر زنان در پرتو مطلوب شد   شمع غالب گشت و او مغلوب شد
    بازگشت او نیز و مشتی راز گفت   از وصال شمع شرحی باز گفت
    ناقدش گفت این نشان نیست ای عزیز   همچو آن یک کی نشان دادی تو نیز
    دیگری برخاست می‌شد مست مست   پای کوبان بر سر آتش نشست
    دست درکش کرد با آتش به هم   خویشتن گم کرد با او خوش به هم
    چون گرفت آتش ز سر تا پای او   سرخ شد چون آتشی اعضای او
    ناقد ایشان چو دید او را ز دور   شمع با خود کرده هم رنگش ز نور
    گفت این پروانه در کارست و بس   کس چه داند، این خبر دارست و بس
    آنک شد هم بی‌خبر هم بی‌اثر   از میان جمله او دارد خبر
    تا نگردی بی‌خبر از جسم و جان   کی خبر یابی ز جانان یک زمان
    هرکه از مویی نشانت باز داد   صد خط اندر خون جانت باز داد

    نیست محرم نفس کس این جایگاه

     

     

    در نگنجد هیچ کس این جایگاه

     

    یعنی برای رسیدن به خدا باید دشواریهای زیاد تحمل کنی

    و اینکه برای رسیدن به خدا باید تواضع و بندگی داشته باشی یعنی فنا شوی

    مولوی نیز در این زمینه می فرماید :

    نی حدیث راه پر خون می کند      قصه های عشق مجنون می کند

    نی در این شعر عارف کامل یا همان عاشق است منظور مولوی این بوده که برای رسیدن به خدا باید دشواریهای زیادی را تحمل کنی


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : پروانه ,برای رسیدن ,باید دشواریهای ,
    شعری از عطار در مورد دشواریهای راه عشق

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده